ابو الحسن قزوينى
45
فوايد الصفويه ( فارسى )
از فتح قندهار دو كليد از طلاء احمر درست كرد . در يكى نام قندهار و در ديگرى نام مملكت ايران كنده و نامهء در كمال محبت به پادشاه كبير ، سلطان جهانگير به اين مضمون نوشته كه هر دو كليد نزد آن برادر ( 70 چ ) ارسال داشته ، هر يك كه پسند طبع لطيف گردد ، آن شهر و مملكت تعلق به آن برادر خواهد داشت . ديگر استيصال طايفه پرتكيس و تسخير هرمز است كه به سعى جميلهء قوم جليلهء انگليسه به تصرف اولياء درآيد . « 48 » بعد از انجام و اختتام اين نگارستان واقعات آن حضرت به مطالعه رسيده مندرج بود كه سفارش تجار انگليس را به برادر خود سلطان سليم نوشته به مصحوب حيدر قلى بيگ روانهء هندوستان فرمودم و تزويج پردگى حريم حرمت كابلى بيگم صبيهء محترمه حكيم ميرزا بن همايون پادشاه است كه با پادشاهزاده و الاتبار سلطان على ميرزا به ظهور رسيد . در سال سى و هفتم جلوس ، مطابق سنه اثنى و ثلثين و الف [ 1032 ] لشكر به عراق عرب كشيده ، بغداد و توابع آن را مسخر ساخت و در عراق و خراسان و آذربايجان و مازندران عمارت عاليه بنا نهاد . « 49 » به تخصيص در اصفهان و تبريز و اشرف و فرحآباد و از اصفهان تا اشرف مازندران در چهار فرسخ و چهار فرسنگ عمارات و باغات آنچه محتاج بود ، مهيا داشتند و احتياج به نقل و تحويل اسباب و اشياء نمىشد ، و باغات عاليه در راه عتبات عاليات و مشهد مقدس معلى بنا نهاد ، و از اصفهان تا مشهد مقدس پياده رفته ، به زيارت مشرف شد . از ( 71 ر ) غرايب امور آنكه [ شاه ] در منازل زياده از كاروانيان منزل مىبريد و به قليل مدتى به ارض اقدس رسيد و جميع مال و املاك خود را كه به زر حلال خريده بود ، كه منافع و حاصل آن به هفت
--> ( 48 ) - برلين : اولياء دولت درآمد . تا شروع جمله « تزويج . . . » نيز حذف شده است . ( 49 ) - سال 1033 هجرى قمرى در واقع آخرين سالى است كه بغداد به تصرف ايرانيان در مىآيد و تا زمان جانشين وى صفى اول همچنان تحت نفوذ ايران باقى ماند .